خرید بک لینک

تــو بایـد باشـے تـآ کـم نیـآورم

بایـد باشـے تـآ فـرامـوش نکنـم

نفـس کشیـدن را

عـشـق را

زندگـے را

برچسب: نویسنده: آناهیتا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 11:31

چه حس خوبیه بغض خفت کنه اما نتونی گریه کنی چه حس خوبیه درد بکشی اما آخ نگی چه حس خوبیه از دلتنگی جون بدی اما نتونی ببینیش چه حس خوبیه گوشه اتاق بشینیو و تا صبح به عکسش نگاه کنی تا شاید خوابشو ببینی چه حس خوبیه به خدا التماس کنی که بذاره یه امشب اون تو خوابت بیاد و به این امید چشاتو رو هم بذاری چه حس خوبیه هر رو صبح که بیدار میشی عکسشو ببوسی و بگی عزیزم مواظبه خودت باش من نفسم به تو بستس چه حس خوبیه روزی صد دفه با عکسش حرف بزنی درصورتی که اون صداتو نمیشنوه..

برچسب: چه حس خوبیه,چه حس خوبیه علیرضا بهلولی,چه حس خوبیه بابک جهانبخش,چه حس خوبیه عشقم کنارمه,چه حس خوبیه اینکه تو هستی,چه حس خوبیه عشقت بشه همسرت,چه حس خوبیه هر شب,چه حس خوبیه از بابک جهانبخش,چه حس خوبیه متن,چه حس خوبیه وقتی هستی کنارم, نویسنده: آناهیتا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 11:31

هنوز تنهام چون نتونستم فراموشت کنم…

برچسب: هنوزم چشمای تو,هنوز در سفرم,هنوز,هنوز وقتی لوس میخندی,هنوزم همونیم,هنوز همونم,هنوز آلیس,هنوز اول عشق است,هنوز در سفرم pdf,هنوزم چشمای تو مثل شبای, نویسنده: آناهیتا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 11:31

وقتي ميخواهم براي تو بنويسم دوست دارم از هر چه در طبيعت است کمک بگيرم ازيک گل سرخ تنها در بيشه اي بي نشان از کبوتري که در ابر ها لانه دارد. از چشمهاي زلال آنقدر زلال که انسان حيفش آيد قطره اي از آن بنوشد از شاپرکي که صدايخود را صيقلي داده از پروانه اي که هر روز زيباتر ميشود از کوهي که هيچ پايي بهقله اش نرسيده از دريايي که دستي کاکل موجهايش را لمس نکرده از قصه اي کههيچ گوشي آن را نشنيده و از تصويري که هيچ نقاشي آن را نکشيده است.وقتي ميخواهم براي تو بنويسم دوست دارم از هر آنچه در کاينات است کمک بگيرمدوست دارم ستاره ها را آب کنم و به جاي جوهر در قلم بريزم تا ک

برچسب: نویسنده: آناهیتا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 11:31

خورشید خانم آفتاب كن شبُ اسیر خواب كن مجمر نور و بردار یخ زمین و آب كن مرواریدای نورُ بپاش تو دامن آب ما رو ببر به جشن گندم و عشق و آفتاب سوار اسب نور شو زمین و اندازه كن دستمال آبی بردار قلبامونُ تازه كن

برچسب: خورشيد خانوم آفتاب كن,خورشید خانم آفتاب کن,خورشید خانم آفتاب کن داریوش,خورشید خانم آفتاب کن دانلود,خورشید خانوم آفتاب کن,شعر خورشید خانم آفتاب کن,نمایش خورشید خانم آفتاب کن,نمایش خورشید خانوم آفتاب کن, نویسنده: آناهیتا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 11:30

نفسم تنگ تو و تو نفست تنگ کسیکاش می شد که در این غصّه به دادم برسیقسمتم بوده اگر بال و پری عشق تو دادتا که در عرصه ی سیمرغ بپرّد مگسیتا زلیخا بشود ملعبه ی دست و ترنجیوسفی بوده ته چاهی و بانگ جرسیمی رسم یک شب باران زده آخر به خدابکند بین دل و دشنه ی تو دادرسیدر خودم حبسم و افسوس خدا می داندبدتر از یک دل وامانده نمانده قفسیهمه پی در پی پیدا شدن هم نفسینفسم تنگ تو و تو نفست تنگ کسی

برچسب: نویسنده: آناهیتا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 11:30

باز دیشب خوابت را دیدم باز تمام شب را با رویای تو به صبح رساندم شاد بودم ، می خندیدم آن قدر بلند می خندیدم که صدای گریه های شبانه ام را نمی شنیدم گرم بودم آن قدر گرم از وجود دستهای تو که دستهای همیشه یخ زده ام را فراموش کرده بودم قلبم به آرامی می تپید در کنارت آن قدر آرام که یادش نبود هر ثانیه می سوخت ،می ایستاد و دوباره می تپید چشمانم دیگر به گوشه ای غم بار خیره نبودند در چشمان تو با حضورت یافت می شدند خلاصه دیشب دیوانه ای بودم که یادم رفته بود تو فقط به رویایم سرک کوچکی کشیده ای ... همین...

برچسب: نویسنده: آناهیتا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 11:30

تو هیاهوی رفت و آمد آدم ها فقط یه نفره که همیشه ته دلت برا نبودنش میسوزه فقط یه نفره که حاضری هر کاری کنی اما باشه حتی اگه بدونی این بودن به نفع هیچکی نیست فقط یاد همون یه نفره که میتونه اشکت و در بیاره... اگه عاشق هزار نفر دیگه هم بشی تا آخر عمر یاد این یه نفر نمیره از یاد... امشب از اون شباس که حال دلم عجیب خرابه امشب از اون شباس که یه شونه ی اضافی میخوام برا گریه میشه شونه هات و بهم قرض بدی؟ همین یه شب....

برچسب: حال دلم عجیبه واسم,حال دلم عجیبه,با حال عجیبی دلم تنگته,کامران مولایی حال دلم عجیبه, نویسنده: آناهیتا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 11:30

دلم شکست کجایی؟ دلم شکست دلم شکست کجایی؟ که نوش خند زنی به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی دوباره وصله ای از بوسه های دلچسبت بر این سفال ترک خورده ام به چند زنی دلم شکسته دل دوستان شکسته مباد کسی چنین که منم از زمانه خسته مباد وطن تویی و غریبان که از تو دور افتاد به روی هیچکس آغوش دوست بسته مباد دلم شکست کجایی ؟ دلم شکست

برچسب: دلم شکست کجایی, نویسنده: آناهیتا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 11:30

صفحه بندی